۱. داخلی٬ حجره‌ای نسبتاً بزرگ٬ شب:

پنج طلبه نشسته‌اند و مراسم شب يلدا برگزار می‌کنند که معلوم نيست چه کسی پيشنهاد می‌دهد يک وبلاگ جمعی راه بیندازند. يعنی پنج طلبه هر چه دارند وسط ميدان اينترنت بريزند و معرکه بگيرند.

۲. داخلی٬ همان حجره٬ شب٬ دقايقی بعد:

مذاکرات برای انتخاب شناسه‌ی کاربری و عنوان وبلاگ آغاز و تا ساعتی بعد بيش از ۴۰ اسم و عنوان پيشنهاد می‌شود. در نهايت شناسه‌ی کاربری 5rah و عنوان طلاب خيابانی انتخاب می‌شود.

۳. داخلی٬ کافی نت٬ روز:

من پشت کامپيوترم و مشغول وررفتن با پرشين بلاگ؛ شناسه‌ی 5rah تکراری است. در آن جلسه٬ بعد از 5rah٬ شناسه‌ی 5fasl رای آورده بود. همين را ثبت می‌کنم. به جمع وبلاگ‌های پرشين بلاگ خوش آمديد!

۴. داخلی٬ همان حجره‌ی کذائی٬ روز:

چند وقتی است از حضرت عين القضات می‌خواهم که مطلب آغازين وبلاگ را بنويسند٬ايشان به شدت در گيرند و مشغول يک سری کارهای مهم تر. تا اينکه بالاخره در حجره‌ی ياد شده٬ مطلب را به من تحويل می‌دهند: می‌نويسم طلاب خيابانی٬ بخوان...

۵. داخلی٬ کافی نت٬ روز:

بالاخره وبلاگ افتتاح می‌شود٬ يک وبلاگ پنج نفره٬ شايد کمتر٬ شايد هم بيشتر. کمتر به اين خاطر که از بعضی‌ها بخار بلند نمی‌شود. و بيشتر به اين خاطر که خدا را چه ديدی؟ زد و وبلاگمان گرفت! بعد مهمان می‌پذيريم و مطلبش را می‌زنيم. بعد تر اصلا سايت می‌زنيم. روزی ده هزار نفر می‌آيند بازديد. کارمان سکه می‌شود٬ تبليغات قبول می‌کنيم٬ پولدار می‌شويم٬ مشهور هم می‌شويم. حتی روزنامه‌ی شرق می‌آيد با ما مصاحبه می‌کند که چه شد از يک وبلاگ ساده به سايتی پربيننده و زيبا و پر محتوا رسيديد؟ کمی بعدتر از دست يکی در می‌رود و مطلب ناجوری می‌زند. سايت فيلتر می‌شود و ما هم زندانی. بعد باز مصاحبه می‌کنيم٬ همه را محکوم می‌کنيم٬ و بعد هم فرار...

۶. خارجی٬ خيابان٬ شب:

خيابان‌های يخ زده‌ی يک شهر کوچک. دست‌هايم را تو جيبم می‌کنم و راه می‌افتم. مشتاقم که ملت بيايند و وبلاگ را ببينند. داخل يک سوپر مارکت می‌شوم. يدونه شکلات مترو می‌خرم. امشب جشن افتتاح وبلاگ را تنهائی برگزار می کنم٬ چهار نفر ديگر نيستند٬ از اين چند روز تعطيلی استفاده کرده‌اند و رفته‌اند شهر خودشان. از مغازه می‌آيم بيرون. شکلات را گاز می‌زنم و می‌خندم؛ به خودم٬ به چهار نفر ديگر٬ به همه‌ی طلاب خيابانی!   

                                                                                                     ”فرهاد“

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۳/۱۱/٧ - یک طلبه‌ی خیابانی