... هو ...

به
شاه بيت غزلواره ی زندگيم
الهه ی تنهايی و غربت
مرجع تقليد ضمير ( تو )

... او ...

فقط يادم / يادش باشد زير باران قانون جاذبه چند قدم دور شدن از آغوش مادر واقعيت ها شيطنتی ست بچه گانه

همين
!

بعد يک فراق سخت و مرگبار ٬ مانده استخاره های مادرت
شيخ خوب مسجد محله شان ٬ خوب باشد اين جواب آخرت

مادر من اين طرف دعا کنان ٬ مادر تو آن طرف به ذکر و ورد
جنگ تن به تن شروع شد خدا ٬ در ميان افسران لشکرت

اين که من به پای تو نشسته ام ٬ درد طعنه های تلخ مردم است
با دوتا جواب نه بريد و رفت ٬ عاشق ضعيف ! خاک بر سرت

باز هم که اخم کرده ای عزيز !؟ ناسلامتی من و تو عاشقيم
غنچه غنچه گل کن و کمی بخند ٬ ناز غنچه های ناز پرپرت

يک لطيفه ی جديد خوانده ام ٬ چند ترک و رشتی و لر و بلوچ
می روند اصفهان مسافرت ... مثل من که گشته ام مسافرت ...

لا به لای زنده رود زلفهات ٬ دستهای ماهی ام شنا کنان
پل زديم: لبه به لب! سی و سه پل! بی خيال مرگ و قبر و آخرت

تشنه ی وصالی و نمی رسم ٬ طفلک خموش من صبور باش
آب نه ! بوسه ای بزن که سر زند ٬ آب تازه از لبان هاجرت


عين القضات

eynolghozat_dana@yahoo.com

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٤/۳/۱ - یک طلبه‌ی خیابانی