[...]

۱. دوازده روز از افتتاح اين وبلاگ می گذرد و بيش از ۷۰ بازديدکننده داشته. اسم اين را می‌شود گذاشت يک شروع خوب.

۲. هفته‌ی گذشته اولين جلسه بعد از افتتاح وبلاگ با حضور ۵ طلبه‌ی خيابانی برگزار شد. اينجانب گزارشی از عملکرد وبلاگ و مسائل فنی ارائه دادم و ۴ نفر ديگر علی الخصوص جناب يوحنّا(جرجيس سابق)٬ با دقت گوش دادند. ــ شما بخوانيد همه کار کردند غير از گوش دادن ــ در ادامه‌ی جلسه مطالب وبلاگ و نظرات کاربران مرور شد و دوستان پيشنهاد‌هايشان را دادند و تمام.

جناب عين‌القضات در اين جلسه نقش آقای ابطحی (صاحب وب‌نوشت) را داشتند و با گوشی ۶۶۰۰ پيازی رنگشان از حالت‌های مختلف دوستان عکس می‌گرفتند.البته به هيچ وجه منتظر اين عکس‌ها نباشيد!

جناب يوحنّا(جرجيس سابق) هم هنوز هيچ مطلبی نداده‌اند و اصلا ما و شما را قابل ندانسته‌اند و ظاهرا در گير و دار گرفتن چک و پاس کردن و دادگاه و... هستند و خدا به خير بگذراند.

۳. حضرت عين‌القضات که نامه‌ای به دختر خيابانی را نوشته اند٬ شاکی‌اند که چرا هيچ دختر خيابانی (دور از جون شما!) اين نامه را نخوانده؟ يکی نيست بگويد عزيز دل برادر! دختر خيابانی تو خيابان است نه توی کافی‌نت. اگر هم به کافی نت می‌آيد از باب ضرورت است! پدر جان! تو اگر می‌خواستی نامه‌ات به دست دختر خيابانی برسد بايد آن را مکتوب و سپس تکثير می‌کردی و سر چهارراه‌ها٬ در ايستگاه‌های تاکسی و اتوبوس٬ پاساژها و فروشگاه‌های بزرگ توزيع می‌کردی.

۴. سوال ديگری که برای دوستان ايجاد شده به خاطر جمله‌ی پايانی ايشان است: بی گمان آتش شهوت فرشته‌ها سبز است. و حالا نمونه‌ای از اين سوالات: مگر فرشته‌ها شهوت دارند؟ آتش سبز ديگر چه صيغه‌ای است؟ ايشان از کجا فهميده‌اند آتش شهوت فرشته‌ها سبز است؟ مگر با فرشته‌ها رابطه دارند و قس علی هذا.

۵. در آستانه‌ی محرم٬ طلاب خيابانی در تلاش‌اند مطالبی متناسب با اين ماه ارائه دهند و فضای وبلاگ را عاشورائی کنند. برای ديدن اين مطالب کافی است چند روز صبر کنيد.

۶. در پايان جهت اطلاع عرض کنم که نويسندگان اين وبلاگ٬ پشتشان به جاهای محکم گرم است و حتی در بين آنان چند آقازاده هم يافت می‌شود. لطفا کسی نگرام ما نباشد!

۷. زياده عرضی نيست؛ يا علی مدد!

                                                                                                    "فرهاد" 

/ 6 نظر / 11 بازدید
seyyed mohammad

من مطمئنم که آتش شهوت فرشته ها سبز است ...

روحانی وبلاگ نویس

با سلام و امتنان از حضورتان ...... بنده هم فرا رسيدن ايام محرم را به شما تعزيت و تسليت عرض می نمايم ..... مگر شما حجره و خانه زندگی ندارين که همش در خيابان و از خيابان می نويسيد پس چه وقت پيش مطالعه و مباحثه می کنيد ( ادخال سرور فی قلب مومن ) ..... همواره در فعالیت وب و زندگی موفق باشید .

روباه ششم كه خانگي و نجيب است

۱-شهری است که مثل همه شهرای دنيا توش دو طبقه زندگی ميکنن . طبقه اول تعدادی مرغ و خروس بيگناه که زحمت ميکشن و جون ميکنن و طبقه ديگه يه سری روباه های مکار نابکار و شياد و فرصت طلب که حتی بعضی موقعها خودشونو بشکل مرغها وخروسها در ميارن که بقيه رو بخورن . ۲-پنج تا از اين روباه ها که ذاتا مامانو باباشون هم از تبار روبه زادگان و شغال صفت يا مارمولک کردار هستن دور هم جمع ميشن و يکيشون که همدونی بوده ميگه : دوستان عزيز ديگه دنيا عوض شده شکار هم بايد از طريق اينترنت و چت کردن باشه و ادامه ميده که مرغو خروسا که مارو نمی بينند پس براشمون تله اينتر نتی ميذاريم و از پشت دستگاه هولفی ميخوريمشون . ۴تا روباه خيابونی ديگه براش دست ميزنند و دماشونو تکون ميدن. يکی از روباها که عاشق پيشه است ميگه درسته از کجا ميفهمن که ما خيابونی شديم و فقط سوار ماشين پولدارا ميشيم . مرغو خروسای شهر ساده اند فکر ميکنن ما نجيبيم .و بازم گول ميخورن .

روباه ششم كه خانگي و نجيب است

اما روباهاي خيابوني غافلند كه يكي از روباهاي ديگه كه واقعا نجيب شده و آب توبه سرش ريخته و دست از خيابون گردي و زير تير چراغاي برق ايستادن دست برداشته يهو از راه مي رسه و صداشونو ميشناسه و دستشونو رو ميكنه . اينك منم همون روباه نجيب دست از خيابون كشيده . اي دوستاي قديم خيابوني ديگه رو من حساب نكنين . بازم براتون خواهم گفت . براي شما نه ، براي مرغو خروسا .

دل بی دل

هو روباهان نه چندان مکار ......زاقارتان مفت خور بيکار زفت کنيد همان که ميدانيد ............