با پروا. ن

 

آهسته گفت بعد جواب سلام، نه<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نه!

    بیشتر نگفت!

                 فقط یک کلام!

                                 نه!

 

خندید قطره اشک در آغوش چشمهام

یعنی خبر خبر به من و غصه هام: نه

 

سخت است تیغ زخم خورد در مصاف زنگ

آنگاه بشنود زلبان نیام  نه

 

دستم به خون غشق تو آلوده است، آه

در دست توست خنجری از انتقام( نه)

 

تابوتهای مرده به دوشم کشیده اند

دیگر کدام آری!؟ دیگر کدام نه!؟

 

او واژه واژه واژه‌ی شعرش سپید بود

آهسته گفت : ای غزل ناتمام!

                                     نه...

     

         موفق باشید و سربلند

                  همین

             عين القضات

eynolghozat_dana@yahoo.com

                               

/ 9 نظر / 8 بازدید
هیچکس

سلام ....ممنون که سر زدی...ببین میگم منظورت از طلبه ي خيابانی چيه؟...

پ

من هيچ وقت نتوانستم شاعر خوبی باشم . گرچه حکايت ماهی و تازگی و اول راهی به پاست؛ اما می دانم من وزن و عروض و قافيه را به معرهای نزول می فروشم . چه امروز . چه دی اش . سخن دراز نکنم جناب عين القضات ؛ اين هاي و هوی درون شعرتان زاده ی تکرار نه از پ نيست . پ شايد يک اتفاق افتاده.... يک کلامِ به تکرارْ ـ گوينده ؛ باشد اما آنچه به شعرتان ريخته ؛ ضميرش قشنگ است . انگشت اشارتش بالاست . سهم اينهمه نه . اينهمه شور يکی چند ؟ هرچند که دیگر کدام آری!؟ دیگر کدام نه!؟ موفق باشید و سربلند و باز هم بساطِ اینْ همین! :.............همین!

JALIL FROM FOREIGN

سلام و ممنون که شاعری هم اصلا بلد نيستيد و اداش رو در می آوريد . متاسفم برای داخل ايران که اينجور اراجيف رو غالب می کنند.

غریبه

پروایی که زیاد نه بگوید می شود پروا( نه ) بين خودمان باشد اگر نه را به لهجه ی ما مشهدی ها بگويد خيلی دلنشين تر می شود ( تو که نجوای حاج کاظم و عباس يادت هست ) با آن لهجه ی شيرين يکپارچه می شود پروانه، آنوقت این شمع است که باید ساز وصال را کوک کند، پروانه را خاکستر کند و عین القضات را آجین! خوب من ! این قصه یکی از همین روزها با یک ( آری ) تمام خواهد شد شاید به تو ، شاید هم به دیگری !!!!!! تا آنروز با چشمانی باز و قلبی مطمئن استقامت کن، راضی به رضای خدا باش و عاشق پروانه ها ، امشب حتما پشت پنجره فولاد دعایت میکنم ، یا غریب الغربا ...

بیدل

هوالاول والاخر ............ پروانه را حکم به سوختن داده اند .در پناه مولا علی

FARID

ثلام نضري ندارم

خدا داند

سلامی به گرمی افتاب وسوزش شعر های شما اما ... شعر چه دانی چیست؟مرواریدی از دریای عقل شاعر انافسونگر کاین طرفه مروارید سفت تمام کنم واگر .... وز باورت نمیشود از بنده این حدیث.. از گفته کمال دلیل بیورم...عشق را از که باید اموخت در جواب شما تامل خواهم کرد...یا حق

شيخ

سلام. هميشه سخت ترين کار توی زندگيم ((نه))د گفتن به کسانی بوده که خواهشی از من داشتن. اما وقتی آدم مرد يه کار نباشه بايد سرش رو بگيره بالا و بگه ((نه)) هرچند عزيزترين کسش جلوش نشسته باشه. آين ارزشش از هزار هزار تا ((بله)) با ناز و عشوه محکم ارزشش بيشتره.

MORI FOREVER

Ba in shouore naraso tangnaeye ghafaso naboudane vasayele kafee dar dastras.be andazeye bale magas mikham EYNOLGHOZAT dashtebashamet.dishab MEHDI AKLAGHI rodidam amareto dad pesaram ..BABAY