به نام اونکه...  ...  ...                                            

آمدم ... تا بسازم ... اما نشد.

ماندم ... تا ساخته شوم ... نمی‌شود. 

می‌مانم ... تا بفهمم ...          ــــــــــــ(نمی دانم)

اين چه سری‌است که هر لحظه و هر جا  / هدفی تازه به ميدان، هويدا می‌کند خود را

لحظه های با تو بودن و نبودن، پی در پی در ذهن سيلاب زده‌ی من جولان می‌يابد. اما می‌دانم که خودم هم نمی‌خواهم.

ولی می‌خوام از اين «نون» خلاص بشم.(نشد، نمی‌شود،‌ نمی‌خواهم...، نبودن)

دوست دارم وقت سفر را بدانم.          تا کجا سفر کردن را، تا کجا دويدن را بدانم.

به قول يکی:           remember flight the bird is to die

از تنهايی بدم مياد، اما از بی‌،خود بودن بيشتر متنفرم.اميدوارم هيچ کس‌ بی‌کس نباشه

         yaghot21@yahoo.com                                    ياقوت

/ 9 نظر / 7 بازدید
sima

مطمئنم که می سازی ؛ ساخته می شی ؛ و می فهمی....... و از اين نون خلاص می شی و اين خودت رو هم از دست نمی دی ؛ مطمئن باش ....

ایلیا

تا کجا بايد سفر کرد . تا کجا بايد دويد . از کجا باید حزر کرد تا به شهر تو رسید ؟ . آفرين . از (‌نون )‌ خلاص شدن واقعا بزرگه . و درسته . مطمئن باش می سازی . ساخته می شی و می فهمی . سخته . ولی باید . بايد محکم و آماده باشی .

fatima

چو سرابم، به خيالين جسدی ساخته ام من... چه خرابم! که زبيگانه خودی ساخته ام من...و هزار و یک حرف دیگه.. از سفر و دوری...از پایان و انتها...و شوق پرواز که نمی دونم چطوری باید بیانشون کرد...

yaghot

ياقوت قبلنا رو بيشتر دوس دارم نه با يه زبون قاتی پاتی .آخه دو بار ديگه خونده بودم ـ بدون نوشتن نظرات سازنده خودمون. ياقوت عزيز: نون رو نميشه از زندگی حذف کرد حتی اگه برعکسشم بکنی بازم ميشه نون. دقيقا مث درد .آخه ميدونی چیزی که مقدمه ی هر نبودنيه بايد هميشه باشه. اما يه پيشنهاد:به فکر نبودن باش.نبودن خودت.حتی نبودن همه چيز وهمه کس تنها برای بودن يه نفر ويه چيز................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

yaghot

fatemeh

کاشکی دعايی که کردی در مورد همه آدمهای زمين قبول بشه. تنهايی....درکت ميکنم:)

faezeh

آدم اينجا تنهاست آدم آنجا تنهاست آدم هر جا که قابل اشاره باشد تنهاست..... کوهها با هم اند و تنهايند ..مثل ما با همان و تنهايهان

یاقوت

از کی تا خالا تجرد پیدا کردیم که خودمون خبر نداریم؟