اعتراض

 

هنگامی که به وضعیت کنونی بشر خیره می‌شوی٬ اعتراض ملائکه‌ای را به یاد خواهی آورد که از همان روز پیدایش انسان٬ به نکبت آدم پسین آگاه بودند. شاید خدا را نیز باید در جنایات تاریخ بشر متهم دانست.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از ذهن بسیاری از ابناء این روزگار بوی عفونت سکولاریسم  بیرون می‌زند. زنان امروز در کثافت ضعيفگی مدرن و در بدو فلسفه‌ی فیمینی خود فریاد می کنند که «من پستاندارم پس هستم». مردان غیرت خود را به همخوابگی‌های نامشروع و لقمه‌های برآمده از متد‌های اقتصاد نوین از دست داده‌اند. از مفتی و محتسب تا سیرابی فروش ته بازارچه همه در پی خلسه گاهی هستند تا در آن کرخت شوند. و خلاصه همگان اصرار دارند به هر شکل ممکن وصلتی با الگوهای مدرنیته ایجاد نمایند. دیگر حرفی برای انسان آخرالزمان باقی نمانده است. آخرالزمانی که بالاخره مشخص نشد از کجا شروع شده و تا کجا  ادامه خواهد داشت.

این موج آلوده می‌خروشد و همه بنیان‌های اخلاقی را از جای می‌کند و با اراده خویش همراه می‌سازد. از فروکش لجن این سیلاب٬ جهان بینی‌ها و اخلاقیات متفاوتی بالیدن می گیرد که ظلم در آن حسن است وعدل قبیح.

براستی برای مظلومیت و مهجوریت خدای امروز باید گریست. اما از جهتی هم باید گفت ننگی است که خودش به عالم امکانی افزود. شاید خدا هم اکنون پشیمان باشد. اما ديگر آوازه‌ی انسان به نا شناخته ترین لایه‌های اتم هم رسوخ کرده است.

البته این زاد و ولد و تنازع بقاء واین مشغول بودن به پایین تنه خلقت برای بسیاری بهترین فرصتی بود که می توانستند در نظام آفرینش بدست آورند. وشاید عبارت «الانسان حیوان ناطق» را نیز اینان به منطق انسانی الحاق نموده باشند.

براستی اگر از انسان‌هائی پری طلعت بگذریم٬ نام انسان جز پلشتی چه چیز دیگری را تداعی می سازد؟ و افسوس که خود نیز از جرگه همین فرومایگانم.

با این همه بوده‌اند و هستند افرادی از جنس آیینه که نگاهشان معطوف آسمان است. هستند خاک نشینانی که یک تار موی گندیده‌شان به همه‌ی ممکنات می ارزد. اما نزدیک است که مردی ومردانگی افسانه شود. آری اکنون که نبود من بود شده٬ نابودی دوباره من محال است ودردناک. این محنت شرم آور همیشه با من همراه خواهد بود.

                                                                          یوحنا

 

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sahar

به نظر من تا حدود زيادی اين جناب يوحنا حق داره... به منم سری بزن

عين القضات

من هم سلام ... توی وبلاگ ما نوشته ها الزاماْ بيانگر نظرات نويسندگان آن مطالب نيست !!!!!!! ( آقا ما خيلی متفاوتيم ! باور کنيد ) در ضمن مطمئناْ منظور يوحنا از اخاک نشینانی که نگاهشان معطوف به آينه ست بنده هستم و منظور ايشان از موهای گنديده موهای ژل زده ی ماست ... منظور از پری طلعت هم !!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ديد ديد ديد ... مشترک مورد نظر در دسترس نيست !!!!!

مهاجر

يوحنای عزيز ارتباط آنچه در باره ی انسانها نگاشته ای با مدر نيته نتنها محرز نيست بلکه در بعضی موارد کاملا با تمدن مدرن امروزی متنافر است ؛مانند جستجو ی خلسه گاهی برای کرختی!!! و صد البته از من بپذير گاهی آنقدر ما را در کنار فضولات نگه داشته اند که بوی همه چيزها غیر از فضولات در شامه ی ما عفن جلوه گر می شود . آرزومندم هميشه شکوه هايت همينقدر جسورانه باشد.

طلبه نت

سلام .....درد ودل عميق تو را دريافتم وکلامت چون از دل بود بردل نشست وان کان فيه ما فيه فتامل...از اين جا به بعد با اقا فرهادم ،ممنون سر زدی فرهاد جون گفتی بهمن رای ميد ولو بلغ ما بلغ.ولی بنده اعلام ميکنم به نفع شما کنار ميروم قره الا الله بله مثل همه مسولين-- الا -- الله...ابديت کردم

طلبه نت

سلام .....درد ودل عميق تو را دريافتم وکلامت چون از دل بود بردل نشست وان کان فيه ما فيه فتامل...از اين جا به بعد با اقا فرهادم ،ممنون سر زدی فرهاد جون گفتی بهمن رای ميد ولو بلغ ما بلغ.ولی بنده اعلام ميکنم به نفع شما کنار ميروم قره الا الله بله مثل همه مسولين-- الا -- الله...ابديت کردم

fatima

آری اين روزها ردپای مگس که هيچ رد پای پروانه را هم بگيری باز به زباله دان می رسی...که ذرش نيلوفرها را به دار کشيده اند...اين جا ديوانه بودن جرم است جه رسد به زن بودن...اين جا فقط...جرم نيست...

کرامت

آقا جون اسم وبلاگتون سکولاراست طلاب خیابانی اصلا متناقض(پارادوکسیکال) است طلبه یعنی هدفمند خیابانی در معنای عرفی یعنی ولگرد و بی هدف طلبه در کنار خیابانی از معنا تهی شده ومعنای خیابانی را به خود گرفته است.

در اوج تنهايي

سلام ! مسلما خدا هيچگاه از خلقتش پشيمان نمي شود ! و شايد مي خواهد آدم راههاي نرفته را هزاران بار بپيمايد ! اما گاه ، انسانها در پيچ و تاب جاده ها ، راه اصلي خود را گم مي كنند و البته بعضي ها به مقصد مي رسند !

ahmad

سلام. طلبه ؛ عاشق ميشه اما خيابونی نه

shafagh

ما در دورانی زندگی می کنيم که بشر سرنوشت بشر است همونطور که خودتون اعتراف کردين از ماست که بر ماست